خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بودهرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود
۲
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهتچشم من تا بقیامت نگران خواهد بود
۳
میروی سرو من از دیده و جانی که مراستهمچو آب از پیت ای سرو روان خواهد بود
۴
من بشکرانه کنم جان سپر تیر هلاکگر هلاک من از آن دست و کمان خواهد بود
صفحهٔ ۱ از ۲