خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنده میسازد لب او خلق و ما را میکشدوای بر جان کسی کورا مسیحا میکشد
۲
کاش یوسف در میان ناید که آن دست و ترنجدیگران را میبرد دست و زلیخا میکشد
۳
یک نفس از صید دلها چشم او آسوده نیستغمزه مرغ دلم یا میزند یا میکشد
۴
زینهار ای پارسا بیرون میا کآن ترک مستمیکشد اهل صلاح و سخت رسوا میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲