شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کندبا بدان هر کو نکویی می‌کند بد می‌کند
۲
سرو من در باغ و نگشاید در من باغبانباغبان هم ناز بر من زان سهی‌قد می‌کند
۳
در بیابان عدم سر می‌نهم دیوانه‌وارزلف چون زنجیر او بازم مقید می‌کند
۴
می زدن کی از سفال آن سگ کو حد ماستما چه سگ باشیم او خود لطف بی‌حد می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth