خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کردملاحت تو مرا تازه صد جراحت کرد
۲
طریق زنده دلان در غم تو بیداری استکسیکه مرد درین راه خواب راحت کرد
۳
اگرچه چون گل نو آفتاب صبح دمیدرخ تواش خجل از غایت صباحت کرد
۴
ز حیرت رخ خوب تو لال شد بلبلاگرچه پیش گل اظهار صد فصاحت کرد
صفحهٔ ۱ از ۲