شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کردمن چه گویم که چه با این جگر پرخون کرد
۲
غرق خون گشته ام از دیدن آن مردم چشمچکنم چشم خودم غرقه درین جیحون کرد
۳
تا صبا یک گره از سنبل زلفش بگشادهر بمویی گرهی از دل ما بیرون کرد
۴
عاشقان مست غم از آن می گلگون گشتندهرچه با خسته دلان کرد لب میگون کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth