شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این جوانمردی که پیر میفروشان میکندخرقه پوشانرا مرید درد نوشان میکند
۲
هیچ میدانی که آسوده است در بازار عمرآنکه نقد وقت صرف میفروشان میکند
۳
هوش زاهد گم شد از دود چراغ مدرسهبرق می روشن چراغ تیز هوشان میکند
۴
گر بسر رفت آب چشم از سوز دل عیبم مکنکاتش غم همچو دیگم سینه جوشان میکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth