شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را از چشم تر اشکی به دامن می‌چکدقطره خونی است گویی کز دل من می‌چکد
۲
تا به سوزن دوستی می‌دوزم یک چاک دلصدهزاران قطره خون از چشم سوزن می‌چکد
۳
برق آه من سبب باشد گر از ابر بهارقطره آبی گهی بر سرو و سوسن می‌چکد
۴
غرقه در خون خودم شب‌ها ز بس کز دود دلبر سرم باران خون از بام و روزن می‌چکد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth