شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگرناگهان روی ترا بینم پشیمان دگر
۲
تا دل آزاده در زنجیر زلفت بسته امبا خود از دیوانگی دست و گریبانم دگر
۳
خاطر از نظاره ات صد سال اگر جمع آورمیک نظر کز دیده ام رفتی پریشانم دگر
۴
گر دلم داری نگه دوری نباشد زانکه مندل بشرط آن ترا دادم که نستان دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth