شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویشآتشم ای گریه منشان تا بریزم خون خویش
۲
گر نریزی جرعه یی در کام من چون دیگرانخنده یی در کار من کن از لب میگون خویش
۳
جمعی از وصل تو شاد و جمعی از جام تو مستمن به محرومی چه سازم با دل محزون خویش
۴
قامت سرو سهی گفتی قیامت میکندآه اگر بینی خرام قامت موزون خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth