خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرو از دیده چو برق و بمن زار ببخشبارها سوخته یی خرمنم انبار ببخش
۲
شرف صحبت گل محو کند زشتی خارنیکی خود نگر و جرم من خوار ببخش
۳
کرد دل میل تو و دیده بود اشک افشانهرچه دل کرد بدین دیده خونبار ببخش
۴
گر سر نامه گشایی بودش باد بهاربگشا سنبل و صد نافه تاتار ببخش
صفحهٔ ۱ از ۳