شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویشتا قیامت بر نمیگردیم از گفتار خویش
۲
می بمستان ده که عاشق تشنه دیدار تستجان ما را مست کن از شربت دیدار خویش
۳
کفر و ایمان هر دو را سررشته از یکرنگی استکافری باید که ننگش آید از زناز خویش
۴
شیخ اگر از خواب لافد مرد راه عشق نیستمرد را باید که بیداری بود در کار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth