خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباشرسد بخانه ما آفتاب هم خوشباش
۲
غمی که میرسد از دوست عاشقانه بکشکسی همیشه نماند اسیر غم خوشباش
۳
تو مرغ زیرکی از خار و گل منال ایدلچو خار و گل همه خواهد شدن عدم خوشباش
۴
ز بهر جام جم و آب خضر غصه مخورنه آب خضر بماند نه جام جم خوشباش
صفحهٔ ۱ از ۲