خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کو بهشت وصل او امروز باشد حاصلشفردا به دوزخ گر رود دردی نباشد در دلش
۲
رویش چو گل افروخته نازش جهانی سوختهحسنی چنان نازی چنین چون دل نگردد مایلش
۳
مایل به داغ بندگی هر کس نگشت از عشق اوداغ قبول عشق هم بختی بباید مقبلش
۴
مشکل اگر شمع فلک هرگز در آرد در نظرهر کس که ماهی اینچنین گاهی بود در منزلش
صفحهٔ ۱ از ۲