خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویشحسن تو همچو صورت چین برقرار خویش
۲
از بسکه بی تو شب همه شب گریه میکنمشرمنده ام ز دیده شب زنده دار خویش
۳
ای دیده سیل اشک بر آن آستان مریزکانجا نوشته ام سخنی یادگار خویش
۴
گل خوشه چین خرمن دولت شود مراگر بینمت چو شاخ گلی در کنار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲