خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شسته شد ز شیر لب روح پرورشهیچ از دهان کس نشد آلوده شکرش
۲
آن شاخ گل که نخل مرادیست این زمانجز باد صبح کس نگرفته است در برش
۳
آه از بتی که چشم اگر برمنش فتدهرگز نمی فتد ز حیا چشم دیگرش
۴
گر لوح سینه پاک نسازم ز نقش غیرنتوان که همچو آینه باشم برابرش
صفحهٔ ۱ از ۲