خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویشچون مرا شوق تو بیرون برد از خانه خویش
۲
سنگ بر سینه زنان زان در دل می کوبمکه ترا یافته ام در دل ویرانه خویش
۳
تو و بانک طرب انگیز نی و جام شرابمن و خون جگر و نعره مستانه خویش
۴
میدهی عاشق بی خویشتن از خود خبرشنه ز بیداد ز نی سنگ بدیوانه خویش
صفحهٔ ۱ از ۲