شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویشعاقبت از عشق شیرین تیشه زد بر پای خویش
۲
کاش من بودم بجای کوهکن در بیستونتا به آهی برگرفتم کوه را از جای خویش
۳
گر تو ای بت آتشم در جان زنی چون برهمنکافرم گر یکسر مو باشدم پروای خویش
۴
تا خرام سرو بالایت به گلشن دیده استخشک برجا مانده سرو از خجلت بالای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth