شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویشآه ازین داغ دل و وای ز دست دل خویش
۲
هرکه در دست غمم دید بدین سوختگیگفت بازآمده مجنون سوی سرمنزل خویش
۳
میگدازد همه شب همنفسم شمع صفتبسکه از آتش دل گرم کنم محفل خویش
۴
دانه مهر ز آب و گل یاران ندمیدجای این دانه ندیدم بجز آب و گل خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth