شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقشمگر آدمی نباشد؟ که نباشد این مذاقش
۲
می صاف و لعل نوشین که نخواهد ای پری وشمگر آن حریف مسکین که نیفتد اتفاقش
۳
ز فراق خاک گشتم ببر ایصبا غبارمسوی آن مسیح جانها که هلاکم از فراقش
۴
منم آن شکسته خاطر که ز بهر آن مه نوهمه زود در تفحص همه شب کنم سراغش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth