خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزمز غمهای تو میرم یا ز طعن بی غمان سوزم
۲
ز بس داغ دل خود و سوز درون همنشینانمنسوزم بهر خود چندانکه بهر همدمان سوزم
۳
زکات حسنت ای یوسف نگاهی سوی من میکنمهل کز حسرت وصل تو چون بیدر همان سوزم
۴
چرا حور و پری خود را مقابل با تو میسازندچه نا انصافیست این، وه کزین نامحرمان سوزم
صفحهٔ ۱ از ۲