خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنمبخاک افتم و صد سجده نیاز کنم
۲
شبی بخلوت تاریک من بود یاربکه همچو شمع درآیی و در فراز کنم
۳
کرشمه یی کن و جامی بیار ای ساقیمرا بطاعت و تقوی مهل که ناز کنم
۴
تو آب خضری و من تشنه این کنایت بسچه حاجتست که دیگر سخن دراز کنم
صفحهٔ ۱ از ۲