شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنمنبود مجال دم زدنم آه چون کنم
۲
ره در دلم نمیدهد آن بت بهیچوجهسنگین دل است در دل او راه چون کنم
۳
دستش بدست ساقی و زلفش بچنگ غیردست منست از همه کوتاه چون کنم
۴
خواهد دمید صبح وصال من از فراقدر مردنم چو شمع سحرگاه چون کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth