خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردمکه گر آستین فشانی چو غبار دور گردم
۲
من خسته در فراقت بکدام صبر و طاقتبره فراغ پویم ز پی حضور گردم
۳
مهل آنکه خاک سازد اجلم به نا تمامیتو بسوز همچو شمعم که تمام نور گردم
۴
من اگر بخلد یابم ز تو جنس آدمی راز قصور طبع باشد که خراب حور گردم
صفحهٔ ۱ از ۲