خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها چو سگان در طلبت در بدر افتمچون روز شود سرنتهم بیخبر افتم
۲
در پای تو گر سر فکند از تن من تیغبرخیزم و در پای تو بار دگر افتم
۳
مست از می شوق تو چنانم که بکویتگر پانهم از غایت مستی بسر افتم
۴
تا چند ببوی خوشت ای آهوی مشکیندر کوه و بیابان چو نسیم سحر افتم
صفحهٔ ۱ از ۲