شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتماو سرخ شد ز غیرت من خود هلاک گشتم
۲
از عشق من گر آن مه افسانه شد چو یوسفاو جامه چاک آمد من سینه چاک گشتم
۳
پیرانه سر نکردم شرم از سفید موییوز بهر نوجوانی در خون و خاک گشتم
۴
از بیم سر بکویش آسان نبود گشتنچون ترک سر گرفتم بی ترس و باک گشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth