شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که از دور ترا بینم و مدهوش شومکی بود طاقت آنم که هم آغوش شوم
۲
گرچه ناز تو مرا جامه تن کرد قباکشته ناز تو ای سرو قباپوش شوم
۳
نالم از درد و زین ناله چو سودی نبودگریه زار کنم آخر و خاموش شوم
۴
بس که شیرینی گفتار تو هوشم بربودنشوم پند کسی گر همه تن گوش شوم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth