شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنمهمچو آتشپاره یی چسبیده بر دل چون کنم
۲
ای چو جان جا کرده بر دل گر بتنگی از دلمخود برون رو جان من من چون ترا بیرون کنم
۳
چرخ بی رحم و تو بد مهر و من از دل در عذاباز تو نالم یا ز دل یا شکوه از گردون کنم
۴
بر کنم از کوه سنگ و بر دل از جورت زنمعاقبت از دست جورت کوه را هامون کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth