خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدماندیشه از ملال تو کردم از آن شدم
۲
پایم ندید رفتن ازان در چو راندی امگویی گداختم همه تن تا روان شدم
۳
بس در پی وصال تو میگشتم و نشداکنون تو دست گیر که من ناتوان شدم
۴
چندان براهت آمده ام دمبدم که دیمیآمدی تو من ز خجالت نهان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲