شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردممرا پروانه خود کن که بر گرد دسرت گردم
۲
لب از تاب تبت خشک و دو چشم از گریه گشته ترفدای آن لبان خشک و چشمان ترت گردم
۳
بخور عود و شکر برنتابد آن دل نازکبسوزم جان شیرین و بخور مجمرت گردم
۴
چو مورم آرزو باشد که میرم در فدای تومگس وارم طمع نبود که گر شکرت گردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth