خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست که من خاک ره درد کشانمچون سایه قدم بر قدم پیر مغانم
۲
از زهد برندی چو فتادم چه تفاوتآن روز همین بودم و امروز همانم
۳
با پیر مغان بسته ام اینعهد که دیگرجز خدمت رندان نکنم تا بتوانم
۴
ای خضر سعادت مددی تا چو خط یارخود را بلب چشمه حیوان برسانم
صفحهٔ ۱ از ۲