شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمریکه بیرخت من درمانده بوده امدر حیرتم که بیتو چرا زنده بوده ام
۲
از من متاب روی که در ملک دلبریهر کس که شاه بود منش بنده بوده ام
۳
دایم هوای لعل لبی پخته ام چو شمعپروانه وار کشته یک خنده بوده ام
۴
چون عیسی آفتاب رخی بوده همدممتا بوده ام بطالع فرخنده بوده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth