خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل با تو بگفتار و زبان با دگرانمدر دیده تو منظور و بمردم نگرانم
۲
دور از توتنم خسته و دل ریش و جگر چاکمردن به ازین عمر که من میگذرانم
۳
از هجر تو چون رعد که با ابر بهاریستفریاد زنان گریه کنان جامه درانم
۴
از شوق سفال سگ کوی تو همه عمردر کوی وفا خاک ره کوزه گرانم
صفحهٔ ۱ از ۲