خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با کس سخن مگو که من از غیرت آتشمآهی مباد کز جگر گرم برکشم
۲
من آن گلم که آتش سوزنده ام تمامآن به که باد نسازد مشوشم
۳
گر ناله یی کنم نه ز بیدردیم بودمن عاشق صبورم و با درد خود خوشم
۴
چشم تو ساقیم شد و دشمن زرشک سوختاو می خیال دارد و من زهر میچشم
صفحهٔ ۱ از ۲