خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند از وصالت ای آفتاب دورمیکذره نیست هرگز در دوستی قصورم
۲
چندان رخ تو دیدم کز دیده در دل آمداکنون بدیده دل می بینم و صبورم
۳
در غیبت از خیالت جانم حضور داردچون در حضورت آیم از غیر بیحضورم
۴
امروز ای پریرخ کز حسن آفتابیدر سایه توام من از خود مساز دورم
صفحهٔ ۱ از ۲