شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سگ توام من و عمری بغم اسیر شدممرانم از در خود این زمان که پیر شدم
۲
امید از تو نگاهی بگوشه چشم استمن از جهان بامید تو گوشه گیر شدم
۳
بجان هنوز خریدار یوسفم هر چندکه او عزیز جهان گشت و من فقیر شدم
۴
نداشت زخم من از مرهم طبیبان سودهم از خدنگ تو آخر دوا پذیر شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth