خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتمزهر من بود آنچه من تریاک می پنداشتم
۲
از ملامت کس نمی گردد چو مجنون گرد منبسکه من از هر طرف خار ملامت کاشتم
۳
لاله وار آورده ام خار ملامت از ازلمن برسوایی علم روز ازل افراشتم
۴
سرمه در چشمش چه سود آنکس که دور از کوی اوستمن بجای سرمه چشم از خاک ره انباشتم
صفحهٔ ۱ از ۳