خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویمبوسه یی خواهم و ترسم که بلندت گویم
۲
آتش دل مگر از سینه خود آید بزبانورنه من حال دل سوخته چندت گویم
۳
میرسی خرم و خندان مگذر بهر خداتا دعایی ز پی دفع گزندت گویم
۴
بشنو از من سخنی ای دل غافل بخود آگرچه زان کار گذشتست که پندت گویم
صفحهٔ ۱ از ۲