خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز همگل را نزیبد ناز کی سرو سهی را ناز هم
۲
هرچند خونم میخوری هرگه که میبینم ترادل میبرد سوی توام جان میکند پرواز هم
۳
صد خسته بهر پرسشی جان داد و تو عیسی نفساز ناز نگشودی لبی چشمی نکردی باز هم
۴
گر صد هزار از ما کشی چون مور زیر پای خوداز ما نخیزد شکوهای کس نشنود آواز هم
صفحهٔ ۱ از ۲