خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست کحل بصر از خاک ره او هوسملیک ترسم که شوم خاک و بگردش نرسم
۲
با تو چون در سخن آیم؟ که ترا چون بینمآتش شوق تو در سینه بسوزد نفسم
۳
شمع من چون تو بخلوتگه عشرت باشیبادرا ره نبود سوی تو من خود چه کسم
۴
سوی آن گل ببر ای باد صبا جان مرابه زمین بوس که من مرغ اسیر قفسم
صفحهٔ ۱ از ۲