شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیمتا ندیدیم سگ کوی تو آدم نشدیم
۲
آه ازین گرمی بازری که پروانه صفتسوخت شمع تو صد از ما و یکی کم نشدیم
۳
بجز از مردمیی کاهوی چشم تو نمودهرگز آسوده دل از مردم عالم نشدیم
۴
دیگران یار تو و ما بگدایی راضیبخت بد یار نشد آخر و آنهم نشدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth