شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جهان فردم همین در بند رخسار توامبنده حسنم درین عالم گرفتار توام
۲
از زلیخا کی نیم ای یوسف اکنون جان بکفروز بازارست و من در روز بازار توام
۳
نسبتم با هر خسی ایگل مکن کافتاده استصد هزاران گر بود من مرغ گلزار توام
۴
با وجود حسن رخسارت که شهری مست ازوستمن خراب حسن طبع و مست گفتار توام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth