شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردمبهر پهلو که میگردم از آن پهلو نمیگردم
۲
نصیحتگوی من هر لحظه صد افسون دمد لیکنمسخر جز بسحر چشم آن جادو نمیگردم
۳
من از عشق سیه چشمان چو مجنون مست و مدهوشمتفاوت این که چون مجنون سگ آهو نمیگردم
۴
نه عشقست اینکه میگویم هلاکم کن بدست خودچرا خود کشته آن ساعد و بازو نمیگردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth