خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تشنه درد توام وز پی درمان نرومگر بمیرم بسر چشمه حیوان نروم
۲
چه بهار و چه خزان بیخبرم از گل و خارزانکه بی روی تو هرگز بگلستان نروم
۳
بسکه از غیر تو ای گل چو صبا خار خورمهیچگه سوی تو نایم که پریشان نروم
۴
گر در آتش طلبد عشق توام شمع صفتکشتنی باشم اگر خرم و خندان نروم
صفحهٔ ۱ از ۲