خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچند که از یار جز آزار ندیدمهرچند که دیدم به از یار ندیدیم
۲
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشیجز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم
۳
او برده بعیاری و شوخی دل مردمما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم
۴
خورشید صفت حسن تو بازار کند گرماز هیچکس این گرمی بازار ندیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲