شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در چاره مرهم بدل پاره بماندماز چاره گری بود که بیچاره بماندم
۲
هر بار امید نظری داشتم این بارنومید ز دیدار تو یکباره بماندم
۳
جان رخت سفر بست و تو از دیده برفتیمن پشت بدیوار ز نظاره بماندم
۴
آواره شدم از سر کویت من مجنونکس یاد نکرد از من و آواره بماندم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth