شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین همچه رخی گشاده دارد که کند گره جبین هم
۲
ز غم بهشت رویی من خسته را چه دوزخجگریست پر ز آتش نفسی است آتشین هم
۳
بکشد هزار عاشق نکشیده تیغ و شایدکه برون چو غنچه نارد سر دست و آستین هم
۴
سگ آهوان چشمت به نیاز صد چو مجنوننه همین نیازمندان که هزار نازنین هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth