شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشمبه که یکذره غبار دل مردم باشم
۲
اینچه مستی است که چونغنچه ببوی تو مراچاک گردد دل و در عین تبسم باشم
۳
صاف می گر نبود درد سفالیست بسممن نه آنم که مقید به تنعم باشم
۴
گر کشندم نکنم ناله که مردن به از آنکز رقیبان تو در بند ترحم باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth