شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای عشق جان‌سوز آتشم در جان محزون زنبیا ای آتشین آه و علم بر بام گردون زن
۲
خیالت می‌رسد در دل کجا جان در میان گنجدبگو سلطان رسید اینک تو ز آنجا خیمه بیرون زن
۳
تنور سینه می‌جوشد گر از طوفان حذر داریبیا بر آتشم آبی از آن لب‌های میگون زن
۴
ترا صوفی ز دیر ما صدای حلقه در بسوگر در حلقه می‌آیی صلا بر گنج قارون زن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth