خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تودر خون و خاک چند بغلطد ز دست تو
۲
بنشین دمی و مجلس ما را فروغ دهکز بزم عیش نیست غرض جز نشست تو
۳
نگشاید از نشاط دل تنگ عاشقانتا ناوکی گشاد نیابد ز شست تو
۴
ساقی بیا که صحبت صوفیست جانگدازجانپرور است صحبت رندان مست تو
صفحهٔ ۱ از ۲