خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی توباشد شبی ای سیمتن آسایم از پهلوی تو
۲
دورم من و نزدیک تو نتوانم از ضعف آمدنکاهم ز غم باشد مرا بادی رساند سوی تو
۳
تا بر زبان دیگری نام تو باری نگذردغیرت نخواهد تا کنم از خلق جستجوی تو
۴
وقتی پی تسکین دل میدید می کوی ترااکنون شود دردم فزون چون بیتو بینم کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲